اين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه
درد تمام عاشقا پای کسی نشستنه
اين روزا مشق بچه هايه صفحه آشفتگيه
گردای روی آينه فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشکل بی ستاره ها يه کم ستاره چيدنه
اين روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقايقا يه کم کبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شکسته باليه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خاليه
اين روزا کار آدما دلای پاک رو بردنه
بعدش اونو گرفتنو به ديگری سپردنه
اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بی وفائيه
جرم تمومشون فقط لذت آشنائيه
اين روزا چشمای همه غرق نياز و شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه
مریم حیدرزاده
عشق" از "دوستی" پرسید:
تفاوت من و تو در چیست؟
دوستی گفت : من دیگران را به سلامی با هم آشنا می كنم، تو به نگاهی.
من به دروغی دیگران را از هم جدا می كنم، تو با مرگ...

پیوند پاک ، پیوندی ابدی است . اُرد بزرگ
حيله و خيانت اغلب از اشخاص ناتوان سر مي زند. لارش فوكو
تعليم به نادان همان قدر بي ثمر است كه بخواهيم با صابون ذغال را سفيد كنيم. كيتز
مسأله اصلی در دعا این نیست که برای خواستههایمان از خدا جواب بگیریم بلکه هدف دعا این است که بهشکل کامل با خدا یکی شویم. اسوالد چمبرز
چه شکاف عظیمی بین شناختن خدا و محبت نسبت به او وجود دارد. پاسکال
از گناه نفرت داشته باش نه از گناهکار . گاندي
هيچ گلي عطر ،رنگ وزيبايي مادر را ندارد. همينگوي
بر بالاي در علم نوشته شده است که بايد ايمان داشته باشي. ماکس پلانک
قانون حذف گزینه ها می گوید : انجام یک کار مستلزم صرف نظر از انجام کارهای دیگری است . برایان تریسی
برای فعالیت های خود اولویت و ممنوعیت تعیین کنید . چه فعالیت هایی را باید رها کنید تا بتوانید برای کارهایی که حقیقتا مهم هستند جای بیشتری باز کنید ؟ . برایان تریسی
قانون حد توانایی می گوید : همیشه برای انجام ضروری ترین کارها وقت کافی و جود دارد . برایان تریسی
انسان براي بر خورداري از شادي بايد خودش را باور کند. توماس پاين
با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است . ارد بزرگ
نامداری بی نیک نامی ، به پشیزی نمی ارزد . ارد بزرگ
آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . ارد بزرگ
در نظر مردم سخن سنج ، قدر سخن بیش از گنج است . بزرگمهر
جایگاه ارزیابی و نقد شما بر کارکرد دیگران ، می تواند آغازگاه نخستین گام شما برای سازندگی باشد . ارد بزرگ
ای مهر مادری که مقدس ترین محبت ها هستی ، از وصف عظمت آسمانی تو زبان زمینی ما عاجز است . وباهاروف
سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده ، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا . جیمز بادید
دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید . چارلی چاپلین
شکنجه ها عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلهایتان نهفته است پی برید و بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید . جبران خلیل جبران
برخلاف ‹‹انديشه هاي مدرن›› درباره ي زن و مرد، آموزش واقعي در مورد رابطه ي جنس ها را بايد در فرهنگ هاي شرقي يافت . فردریش نیچه
از ستایش و عیب جویی مردمان ، هیچکدام را نباید محک حقیقت شمرد ولی از هردوی آنها می توان به عنوان محک برای شخص خود استفاده کرد . واتلی
آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند . ویلیام آلن وایت
به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد . اُرد بزرگ
كسانيكه حقيقت را درك كرده اند با افرادي كه حقيقت را دوست دارند برابر نيستند . شاتوبريان
رایزنی با خردمندان ، پیروزی در پی دارد . اُرد بزرگ
وقت ماده خام زندگی است . شما چطور آن را عمل می آورید؟ . برایان تریسی
مردها به سه دسته تقسيم ميشوند: خوش قيافهها ، باهوشها و اكثريت. اف. جي. بنسون
به من بگو قبل از آمدن به اين دنيا كجا بودي ، تا بگويم بعد از مرگ كجا ميروي . شوپنهاور
ابرانسان است كه مي آفريند . فردریش نیچه


به گلای قرمز کاغذی عادت میکنی
دل می بندی به هوای غربت و یادت میره
اون همه خاطره ،به بی کسی عادت می کنی
مثل اون پرنده که ،اسیر دست قفسه
گاهی وقتا دلتو به اب و دون خوش می کنی
به گلا وائینه های رنگی توی قفس
دلتو به ادمای مهربون خوش می کنی
اما گاهی که دلت خواب بهار رو می بینه
می بینی که خیلی وقته دوری از پنجره ها
دوری و فاصله ها قلبتو اتیش می زنه
دوباره یادت می یاد تموم اون خاطره ها

....
اما باز یه روز دیگه پشت این پنجر ها
دلتو به قصه های این و اون خوش می کنی
دلتو به میله های سرد وسنگین قفس
به دلای سنگی ونامهربون خوش می کنینفسها ابر
دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور اچین 
زمین دل مرده
سقف اسمان کوتاه
غبارالوده مهرو ماه
زمستان است
در جلال اسمان
نور رویت درخشان
مهرو قوت از توست
تو هستی قدوس قدوس قدوس

میلاد حضرت مسیح و کریسمس مبارک.
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد ،عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم :
حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم
باز گفتم كه: تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم…!
اشكي ازشاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد،
يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم؟